این مطلب متعلق به مجله طب سنتی است و نوشته های زیر توسط یک مشاور و روانشناس ثبت شده است.

بار ها برای خود من پیش آمده که والدینی با فرزندشان رفتار تند و خشنی دارند یا خیال می کنند که برای تربیت فرزند باید حتما به او پرخاش کنند یا او را تنبیه فیزیکی کنند.

باید این را بگویم که خود من هم کنجکاو شدم تا ببینم آینده این فرزندان چگونه می شود و چه شخصیتی پیدا خواهند کرد پس از نمونه همین مورد در فامیل برای تجربه و آزمایش های روانشناسی استفاده کردم.

پسری را در فامیل داشتیم که تقریبا نسبت دور با ما داشت ولی بار ها دیده بودم در کودکی با او رفتار بسیار بدی از سوی والدینش صورت می گرفت از نوع تنبیه فیزیکی و پرخاش.

حتی بار ها که تنها بود و من پیش او رفتم با همان زبان کودکانه خود به من میگفت که این پدر و مادر رفتار بسیار تندی با من دارند و من به شدت اذیت می شوم.

حتی چندین بار به صورت غیر مستقیم به من اعلام کرد که تا حالا هیچ لذتی از کودکی و خردسالی نبرده به دلیل رفتار والدینش.

اتفاقا این خانواده که اشاره می کنم از لحاظ وضعییت مالی و رفاه،بسیار مرفه و خوب بود طوری که هیچ کمبودی در زمینه توان مالی در آن ها نمیدیدم.

بعد از 10 سال ، دوباره قرار شد به درخواست خود پسرک ، همدیگر را ملاقات کنیم که او برای من نامه ایی در زمینه ارائه مشکلات آن زمان خود بنویسد و به من بدهد.

وقتی بعد از این همه مدت او را دیدم،خیلی تغییر کرده بود،یک جوان با ریخت آشفته و لباس های خیلی ساده که به شدت خجالتی و منزوی به نظر می رسید.

به او سلام کردم و ازش خواستم تا نامه ایی که نوشته است را به من بدهد،او گفت که نامه را می دهد به آن شرط که جوابش یعنی راهنمایی های من هم به شکل نامه و نوشته باشد.

من پذیرفتم و نامه را گرفتم و شروع کردم به خواندن،چه نوشته بود.

خلاصه این نامه اش را بگویم،می گفت کودکی نکرده و در حال حاضر خیلی دوست دارد دوباره آن را از اول شروع کند،لذت کودکی و عواطفش نابود شده و پی در پی شکست خورده است،می گفت اعتماد به نفس ندارد که حتی یک رفیق برای خود داشته باشد،حتی از دوران دبیرستانش هم می گفت به اصرار والدینش به مدرسه ایی رفته که در آنجا اول در تحصیل افت کرده و بعد هم در زمینه های دیگر،حتی نوشته بود تمرکز خوبی ندارد و این را اثبات کرده بود از آنجایی که قبل امتحان به شدت مطالعه می کرده ولی نمره خوبی کسب نمی کرده.

از زندگی اش اصلا راضی نبود،حتی از خدایش هم گلایه داشت،به والدینش کم توجهی می کرد و رفتار مناسبی با آنها نداشت مثلا سر میز غذا با آنها یک جا نمی نشست و همیشه در اتاقش تنها بود.

خودش نوشته بود که قید همه چیز را زده است،دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست و حوصله هیچ کاری را ندارد.

البته من کمی از سر و وضعش تشخیص دادم چه حالی دارد ولی یک سری چیز ها را خیلی برایم عجیب بود که در نامه اش خواندم.

شما والدینی که حرف بقیه را قبول ندارید و خیال دارید روش فعلی خودتان که شبیه این چیزی که گفتم، درست و کامل است باید بدانید که آثار روش اشتباهتان حتی تا همین حالا،غیر قابل جبران است و بهتر است ادامه ندهید چون بخشی از آسیب هایی که به فرزندتان می زنید به خودتان می رسد.

متاسفانه کانالی که برای افراد ABDL توی تلگرام زدیم، دیگر قابل نمایش با جستجو نیست، ما هم مطالب کانال را از تلگرام به اینستاگرام منتقل کردیم ولی هنوز کامل نیست.

پس آی دی حساب وبلاگ در اینستاگرام

diaper_abdl_pooshak

maskale98@gmail.com

بازگشت الناز به پوشک

کودکی هر کس چگونه است؟؟

سام و مهمانی غریبه ها

دیگر بزرگ شده ام، چرا؟؟

احساس یک انسان چگونه است!!

دوستی که به خانه ما آمد

سازگاری جامعه امروز

نامه ,نوشته ,رفتار ,هم ,های ,ها ,به من ,به شدت ,بار ها ,در زمینه ,نوشته بود

مشخصات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

وبلاگ مکس پلاس تور آلانیا تابستان 95 | هتل های آلانیا| چارتر آلانیا ترکیه paupostnakab مطالب اینترنتی chatroomshomal 21410642 LoverToLover آموزشی و پزشکی thesiss sioperlito